دلتنگی
![[تصویر: jxj24bq0emj3p80fogkc.jpg]](http://up.dusti.ir/images/jxj24bq0emj3p80fogkc.jpg)
دلنوشته
اینکــه بـاید فـرامـوشت می کـردم
را فــرامــوش کـــردم
تـو تکـراری تـرـن "حضـــور" روزگـار منــی
و مــن عجیب؛
بـه بــودن تــــو...
از آنسـوی فاصـله هــا
خــو گــرفتـه ام...
مجنون با انگشت روی خاک مینوشت :
لیلی لیلی...
پرسیدند چه میکنی؟
گفت چون میسر نیست من را کام او ...
عشق بازی میکنم بانام او ...
کاش یکی پیدا میشد که وقتی می دید گلوت ابر داره و چشمات بارون
به جای اینکه
بپرسه “ چته ؟ چی شده ؟ ” ؛ بغلت کنه و بگه “ گریه کن ” . . .